|
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
|
بهزاد ----------->
خانوم های جدیدش ---------> ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

چند وقت پیش تو چت یه دختر که متولده ۱۳۶۲ بود پیدا کردم ، و تقریبا میشه گفت هر شب تو کنفرانس های مختلف هم دیگرو میدیدم ،
بعد از چند شب دیدم میگه بهزاد من وبکم دارم ، دلت می خواد منو ببینی؟
منم که حسابی کــــف کرده بودم و گفتم بالاخره بعد از چند وقت مثل اینکه باید دلی از عذا در بیاوریم .... اصلا به روی خودم نیاوردم، و خیلی با کلاس گفتم اگه دوست داری باشه میبینمت ، ولی برای من فرقی نمیکنه
اونم با کمال میل وبکم رو روشن کرد و منم دیدمش ! تا اینکه همین طور چند روزی رو گذروندیم و دیدم میگه هفته دیگه داره میاد تهران !
منم که دیگه حسابی خوشحال شدم و گفتم بالاخره دستمون به یکی از این دخترهای چت می افته
( همچین میگم انگار تا حالا دستم به دختر های چت نیوفتاده
) یه چند روزی دیگه ندیدمش تا اینکه بعد از ۱ هفته زنگ زد رو موبایلم و گفت که الان تهران هست و فردا باهم یه قرار بذاریم و بریم بیرون ، البته به من گفت که یکی از دوستاش که تو تهران زندگی می کنه همراه اون هستش! منم به شانس خودم یه لعنت فرستادم و بعد با کمال میل پذیرفتم !![]()
اون موقعی که اون زنگ زد رو موبایلم من تو یکی از چت روم ها بودم و جاتون خالی داشتیم با چند تا از پسر های اون روم دختر های تیکه جدا مخ میزدیم
منم نامردی نکردم و تالک رو گرفتم و گفتم فردا هر کی می خواد یه سکس جانانه بزنه بهم پی ام بده![]()
![]()
آقا چشتون روزه بـــد نبینه ، همین که این رو گفتم ، این پسر های تو کف مونده شهرستانی عین مور و ملخ ریختن سرم و پی ام ، پشت پی ام
از بس پی ام دادند که یاهو خراب شد و اتوماتیک بسته شد![]()
دوباره اومدم تو اینترنت و رفتم یه کنفرانس دیگه که یکی از دوستام اونجا بود و موضوع رو باهاشون در میون گذاشتم ! تا بالاخره ۳ تا پسر جمع شدیم که بریم !
منم تلفن موبایلم رو به یکیشون دادم که فردا منو از خواب بلند کنه ! آخه ساعت ۱۱ با شیما قرار داشتم !
این پسره هم نامردی نکرد و ساعت ۸ صبح زنگ زد
حالا من رو تخت خوابیده بودم که دیدم یه چیزی داره ویز ویز می کنه
موبایل رو برداشتم ، و داشتم فکر می کردم الان تو خواب یکی از دوست دختر هام برام زنگ زده و منم کلی دارم پشت تلفن حال میکنم
که یه دفعه یه صدای کلفت اومد و گفت حــــــــــــاج بهزاد هنوز خوابی؟
منم همین که این صدا رو شنیدم عین جن زده ها از تخت بلند شدم و گفتم تویی بابا؟![]()
که یهو پسر گفت بابا منم علی !
گفتم علی کیه؟
گفت بابا دیشب ، چت ، دختر ، یاهو ......
گفتم بـــــــــه حاج علی ، خوبی؟ گفت پسر تو کدوم فضایی؟
گفتم داشتم خواب میدیدم با خانومم داریم پشت تلفن تریپ عشق و عاشقی می زنیم که نمیدونم چه جوری شد تلفن یه دفعه قطع شد و صدای تو اومد![]()
![]()
![]()
علی گفت خانوم رو ول کن .... دختره چی شد؟ منم گفتم بابا من که گفتم ساعت ۹ منو از خواب بلند کن ، الان ساعت ۸ هستش بابا![]()
علی گفت آخه عجله داشتم می خواستم زود تر بریم سر قرار
باهاش خداحافظی کردم و رفتم اون گوشی با کلاس خودمو آوردم و فوری جای سیم کارت رو عوض کردم
بعد هم رفتم دوش گرفتم و کلی موهامو ژل مالیدم، همین طور که داشتم ژل می زدم یکی از دوستام زنگ زد و گفت بریم گیم نت؟ منم گفتم امروز برای دوستام دارم خانوم میبرم کار دارم که یه فکری به ذهن کثیف من خطور کرد و گفتم تو نمیایی مهدی؟
اون هم انگار منتظره بود این رو بگم و عین فشنگ اومد پشت درمون
بعد ساعت ۱۱.۱۵ شیما زنگ زد رو موبایل من و گفت حاضره ! منم گفتم من یه جایی هستم که خودمو تا ۲ ساعت دیگه میتونم برسونم !
اون گفت چی کار کنم من تو این ۲ ساعت؟ منم تلفن یکی از اون ۲ تا دوستام رو دادم و گفتم با احسان برو دنبال کار هات منم خودمو میرسونم.... اون هم گفت باشه و قطع کرد . کار هام که تموم شد زنگ زدم رو موبایل شیما و گفتم کجایی؟ گفت اکباتان ، پیش احسان هستم
منم فوری یه ماشین در بست کردم و با این دوستم به طرف اکباتان رفتم ! به یه بد بختی پیداشون کردم ، و از دور دیدمشون ، بد تیکه ای نبود
همین که نزدیک شدم ، شیما با لهجه قشنگ اصفهانی به من و دوستم گفت : بهزاد کدوم شما ها هستین؟
منم یاد اون همه حرف هایی که تو چت به این بدبخت زدم افتادم .خندم گرفته بود و گفتم منم
شیما کلی خر کیف شده بود ، آخه تیپ من از دوستم بهتر بود.بد رفتیم ۴ تایی یه جا بشینیم ! همین طور که احسان رو صندلی نشست دیدم شیما هم رفت کنار احسان نشست و دستش رو حلقه کرده تو دست احسان![]()
( چــــــــه توهمی ! ) من با خودم گفتم این ها چرا این جوری میکنن؟
شیما که رفیق من هستش ، چرا با احسان داره حال می کنه؟![]()
بعد از مدتی گفتم اینجا ضایه هستش ، بریم یه جای بهتر ... و رفتیم پارک طالقانی ، تو ماشین احسان و شیما انقدر از هم لب گرفتن که راننده هم شهوتی شده بود
من که دیگه داشتم از خنده می مردم ! این راننده شهوتی هر ۲ دقیقه به ۲ دقیقه بر میگشت این ها رو نگاه می کرد و می خندید![]()
![]()
![]()
بعد کیف شیما رو از دستش گرفتم و گفتم بده ببینم تو کیفت چی داری؟![]()
گفت : نترس نوار بهداشتی ندارم!!![]()
من گفتم عجی کثیفی هستش این دختر !
بعد یه مام زیر بغل پیدا کردم و گفتم این مال من![]()
( خودم از اون کثیف تر هستم که
) بعد رسیدیم پارک طالقانی ! همین طور که داشتیم می رفتیم ، این رفیق من و احسان هی بهم چشمک می زدن و از این حرف ها ! که من تازه فهمیدم منظورشون این هست که این شیما رو همین جا زمین بزنن
رفتیم یه گوشه و اطراق کردیم
بعد من و مهدی رفتیم یه دور بزنیم و برگردیم ! وقتی برگشتیم دیدم ۲ تایی دارن با هم لب میگیرن ، یه سرفه گنده کردم که برق ۳ فاز از سر جفتشون پرید
بعد رفتم کنار شیما نشستم و گفتم دیگه چه خبرا؟ که دیدم باز این دوستم و احسان چشمک زدند و با هم به بهونه آب میوه رفتن ( یعنی بهزاد الان نوبت تو هستش با شیما تو پارک سکس بزنی
)منم که اصلا برام مهم نبود ، گرفتم رو چمن دراز کشیدم . با شیما در مورد موبایل و چت حرف زدیم و دیدم رفقیم زنگ زد و گفت : کارت تموم شد؟ منم گفتم آره بابا بیا
بعد موضوع تلفن رفیقم رو به شیما گفتم و ۲ ساعت خندیدیم!
خلاصه اون روز به یه بد بختی تموم شد که با احسان تو مترو تنها بودم و اون برام یه چیزی رو گفت ، به من برگشت گفت که قبل از اینکه تو بیایی من و شیما با هم تو راپله های اکباتان سکس زدیم و از این چرت و پرت ها
منم یکم تعجب کردم ، فکر کردم خالی بسته بود احسان ولی وقتی از خود شیما پرسیدم دیدم راست گفته بود بیچاره !
منم که عین خیالم نبود ، فقط کونم از این می سوخت که همه پول ها رو من خرج کردم و عشق و حالش رو این آقا احسان کرده بود
( البته نوش جونش ، شوخی کردم بابا هنوز هم دوسش دارم ، ولی غلط بکنم دیگه دیر سر قرار برم ! اینه نتیجه دیر رفتم سر قرار
هم دوست دخترت جلو چشمات با یکی دیگه حال می کنه ، هم تو باید پول حال کردنشونو بدی![]()
![]()
![]()

اظهار عشق -------------------- بوسه
انواع آن:
1:بوسه بر دست-----------------قدرشناسي
2:بوسه برگونه-------------------فقط تقاظاي دوستي ساده داشتن
3:بوسه برگردن-------------------احتياج داشتن
4:بوسه بر لب--------------------دوست داشتن
5:بوسه بر گوش------------------فقط به بازي گرفتن
6:بوسه برجاهاي ديگر------------تقاضاي ماندن
۷:بوسه بر پیشانی-------------- عشق توام با احترام
۸: بوسه بر انگشت اشاره -------عشق توام با شکرگزاری

يكي تو راست ميگي، يكي پينوكيو
يكي تو مهربوني، يكي خرس مهربون
يكي تو قشنگ راه ميري، يكي تنسي تاكسيدو
يكي موهاي تو قشنگه، يكي موهاي آنشرلي
يكي خونه شما قشنگه، يكي خونه مادر بزرگه
يكي تو سفيدي، يكي سفيد برفي
يكي گوشهاي تو قشنگه، يكي گوشهاي زي زي گولو
يكي تو خوشگلي، يكي پلنگ صورتي
يكي تو زبلي، يكي ملوان زبل
يكي ما دوتا با هم خوبيم، يكي تام و جري !i!i!i
( چه پيام تيميزي دادم![]()
)

¥
¥
¥
¥
اين آخرين چيزي كه ازت دارم ! يادش بخير
! جاي پاهات هنوز رو ديواره اتاقم مونده!خودمونيما ، عجب مارمولكي بوديا !![]()
( اين اس ام اس رو دوست خوبم پگاه فرستاده)![]()
تركه ميره آمريكا يه خانوم پيدا مي كنه ، ميگه قيمت چند؟
اون هم ميگه 5$ همين جا ، 10$ تو پارك،20$ تو خونه، 50$ تو هتل .... بعد تركه ميگه همون 50$
، بعد زنه كلي خر كيف ميشه مي گه اي ول هتل؟![]()
، تركه ميگه نــــــــــــــــــــــه ! ۱۰ بار همين جا![]()
![]()
![]()
![]()
(اين اس ام اس رو ستاره فرستاده ) ( عضو وبلاگ)![]()
![]()
میگن یه نرم افزار اومده ، وقتی میگیری دستت تبدیل به سخت افزار میشه،
بدم دستت؟![]()
![]()
![]()
![]()
اين رو هم دوست خوبم پگاه فرستاده![]()
![]()
طبق آخرین استاندارد های جهانی:
۱-سینه گوه >>> // //
۲-سینه بــد >>> (.) (.)
۳-سینه نرمال>>> (.Y.)
4-سينه باحال>>> ( . Y . )
5-END سينــــه ! >>> ( , Y , )
اين رو هم دوست خوبم پگاه فرستاد![]()
![]()
شما هم اس ام اس هاتون رو برامون پست كنيد تا با اسم خودتون بذاريم تو وبلاگ
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
