تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
خیلی خرم ! خـــــــــــیـــــــــــــــــــــلی ! چند دقیقه دیگه می فهمین چرا ؟ ۳ روز پیش تولد دختر خالم بود ، منم رفته بودم خونشون ، مامان باباشون شهرستان بودن و دختر خاله هام تنها بودن ، به کلشون زده بود که یه پارتی الکی بگیرن تا با بچه های فامیل دور هم باشیم و خوش بگذرونیم ( اصلا قرص اکس در کار نبودا  یه وقت فکر نکنین که قرص در کار بوده) خلاصه منم پاشدم رفتم پیششون و ۳ تایی داشتیم خونه رو برای مهمونی شب حاضر می کردیم .  من از یه موقعیت خالی استفاده کردم و خودم رو به اینترنت وصل کردم و همین که با یاهو بالا اومدم دیدم این ستاره کثافت تو اینترنت هست و لامپ آی دیش هم روشنه  ! خلاصه آمار مراسم شب رو به ستاره دادم و اون گفت اگه تهران بودم حتما می اومدم  منم در جواب گفتم آره خوب ! ما این جا به چند تا زن خراب نیاز اساسی داریم ، کی از تو بهتر ! ( لازم به ذکر : اون رو کامپیوتر دختر خالم اینا میکروفن نداشت و من نمی تونستم حرف بزنم و این ستاره کثافت همش منو مسخره کرد این به اون در  الانم شک نمیکنم وقتی داره این رو می خونه ، لنگاش رو زمین سیخ شده و داره عین این .... می خنده  ) خوب از موضوع اصلی خارج نشیم. خونه که مرتب شد عصر من و دختر خالم رفتیم بیرون تا میوه برای مهمونی بخریم ، همه جا بسته بود ، آخه جمعه بود . ما هم رفتیم مینی سیتی و اونجا میوه و کادو رو خریدیم . یه دفعه یکی رو موبایلم زنگ زد ...

یارو : سلام آقا بهزاد خوب هستین؟

بهزاد : مرسی ! شما ؟

یارو : من دوست پسردختر عمه دختر خالت هستم ( چه نسبت نزدیکی)

بهزاد : خوب . بفرمایید ؟

یارو : آقا امشب پارتی شما هم میایید ؟

بهزاد : جانم ؟؟؟؟؟  داشتم تو ذهن خودم اینارو می گفتم :( اولا که پارتی نیست مهمونی هست ، دوما کی گفته شما دعوت هستین؟)

یارو : آقا بهزاد پایه هستین مهمونی امشب قرص بترکونیم ؟

بهزاد : نه عزیزم ! این یه مهمونی ساده هست و فقط می خواهیم یکم بزنیم و برقصیم و غذا هم می خواهیم بریم بیرون پیتزا بخوریم ، پس فکر قرص رو از کلت بیرون کن !

یارو : باشه داداش ، فعلا

خوب ! منم شروع کردم با دختر خالم بقیه خرید ها رو انجام دادیم . و به سمت خونه اومدیم . خونه خالم و ما نزدیک هست ! من به دختر خالم گفتم من یه سر میرم خونه و حاضر میشم بعد میام . اونم با میوه ها رفت سمت خونشون . همین طور که از دور داشتم در خونه اونارو میدیدم ، ۳ تا ماشین دیدم که دم خونشون پارک بود ، زانتیا ، پزشیا ،۲۰۶. همین طور داشتم فکر می کردم که ......

خوب بچه ها برای امشب بسه ! به جون مادرم همین الان تازه از مسافرت اومدم . آخه دانشگاه من تهران نیست و همین الان تازه رسیدم سمنان . امشب اجازه بدین برم بخوابم قول میدم بقیش رو طی ۱ یا ۲ روز آینده بنویسم این پست رو فقط به خاطر دوست خوبم رزناز نوشتم که نگه دیر آپدیت می کنم  در ضمن فرنوش جان ویژه نامه خروس رو هم حتما منتشر می کنم  ( خودمونیما منم بد جور از این فرنوش حساب می برم  )  الانم برم ساعت کوک کنم که فردا خواب نمونم چه حالی میده آدم مثل این عکس پایین رو تخت دراز بکشه

شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگی خـــــــــــــــــــــــــــــــــوش !

                          

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 23:35  توسط دکتر بهزاد  | 

خوب ! یه سلام دیگه ! امروز بعد از چند وقت اومدم یه سری به وبلاگ زدم ، دیدم ماشالا چقدر پر بار شده ، در ضمن چند تا آگهی وبلاگ دوستان رو به طور رایگان میذارم تو این پست برین ببینین !  اول از همه دوستای خوبم که وبلاگ دارن و دارن همش میان به وبلاگ من سر میزنن تشکر میکنم ، واقعا بچه ها من شرمندتونم ، من اینقدر سرم شلوغه که نمیتونم به وبلاگ خودم سر بزنم ، اونوقت شما ها دارین لطف می کنین و به وبلاگ من سر میزنین و نظر میدین ، خوب این از این . دلم نمی خواست غرض مردم بر گردنم باشه   اول از همه رزناز http://www.roznaz.blogfa.com:  بعد هم میشا با جوجو خوشکلش :http://www.mishavajojo.blogfa.com  بعد هم آقا مهدی که ۲ روز فکر کنم باشه که به جمع بچه های این وبلاگ پیوسته اینم مهدی : www.mehdi22.blogfa.com  اینم از یه دختر داستان گو ، در سبک من میگه البته مثل من طنز نیست ، جنایی هست : www.n125.blogfa.com ..... دوستان دیگه هم هستند که در آگهی های دیگه میذارم... حالا پول ودین ، ۵۰ تومن وشد ، خوب خسته وشودم دیگه ! همش دارم آگهی از خودم در وکنم ! بچه ها خیلی شرمنده که دیر به دیر مطلب می نویسم ، آخه ۳ شنبه و ۴ شنبه و ۵ شنبه دانشگاه هستم برای همین نمی تونم شب هاش بیام تو اینترنت . راستی دلم برای ستاره یه ذره شده  ( بیا اینجا ستاره ، پیشم بشین آره ! ) یادش به خیر چه شبهایی تو تابستون بود که من و این ستاره تا صبح با هم بیدار می نشستیم ستاره هم عین خودم دیونست ، چقدر مردم رو مسخره می کردیم ، حیف که الان ستاره نیست ولی اگه بود می گفتم : ستاره ..... تو روحت !  الان چند وقت دیگه پیداش نیست ؟ ستاره الان نمی دونم داری این پست من رو می خونی یا نه ولی خیلی نا مردی ، بگو چرا ؟ چون مشتری خوب گیر آوردی داری پول در میاری ، اونوقت مبادا دست ما رو بگیری rolling on the floor . خوب برا امشب بسه برم بخوابم که فردا باید چرت و پرت های این استاد ها رو گوش کنم باز . شب خوش  راستی یه چیزی  بچه ها به من تذکر داده بودن که چقدر عکس های سکسی زن ها ر میذاری ؟ می گفتن نذار ، مخوصا فرنوش خانوم که با بیل اومده بود پشت در خونه ما !  من توضیح دارم ! اجازه بدین عرض کنم !  ببینین بچه ها ، یارو میاد تو وبلاگ و ۲ ساعت چرت و پرت های منو می خونه و خسته میشه ، بلند میشه زنگ میزنه خونه دوست دخترش که بیاد پیش تا تنها نباشه و با هم بگن و بخندن و... حالا ما وارد جزییات نمیشیم  ببینین ما اینجا یه محیطی رو فراهم کردیم که هم یارو مطلب بخونه ، هم چت بکنه ، هم بخنده ، از همه مهمتر وقتی عکس این زن ها رو میبینه خستگی این همه مطالعه و خنده از تنش در میره !rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

خوب حالا دیگه شب خوش !

                         

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 1:11  توسط دکتر بهزاد  |