تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
همش به ساعتم نگاه می کردم که این کلاس لعنتی کی تموم میشه که زودتر برگردم تهران! آخه دانشگاه ما ۹۰٪ تهرانی هستن و ۵ شنبه ها که زنگ آخر میشه همه بدو بدو به طرف ترمینال میرن !big grinrolling on the floor من تقریبا ساعت ۲.۳۰ بود که رفتم ترمینال . کلی شلوغ بود . رفتم یکی از این تعاونی ها و یه بلیط گرفتم برای ساعت ۳ و اومدم بیام بیرون که دیدم داخل خود تعاونی هوا بهتره ( دختر )big grin ! خلاصه ساعت ۳ شد و رفتم تو اتوبوس . شماره صندلی من ۱۲ بود ولی من خر اشتباهی ۱۴ نشستم . همین طور داشتم مسافرها رو میدیدم . که دیدم ۲ تا دختر داف اومدن و ۲ تا صندلی جلوتر از من نشستن.۱ صندلی جلو منم یه مرد دیونه نشسته بود . البته نمیدونم دیونه بود یا نه ولی تیک داشت big grin بعد یکی از دوستای این ۲ تا دختر ها اومده بود و گویا جاش کنار این مرد دیونه بود big grin و دلش نمی خواست بشینه پیش ، آخه همین طور ایستاده بود و پته پته می کرد laughing بعد مرده انگار فهمیده بود و حس احترامش گل کرد و پدر سگ اومد پیش من نشست ! surprisecryingcryingcryingcrying  حالا نگو جایی که این مرده نشسته بوده جای من بوده ! یعنی دختره می اومد پیش من می نشست . ولی من خر اشتباهی ۱ صندلی عقب تر سوار شده بودم ! لطفا وقتی بلیط میگیرین جای خودتون بشینین که اینجوری کنف نشین big grinlaughing خلاصه تا قبل از اینکه این مرده بیاد پیش من بشینه من صندلیم رو زیادی داده بودم عقب و یه دختر دانشجو که عقبم بود گفت : آخه میشه یکم این صندلی رو بدین جلو تر ؟ daydreaming - New! منم گفتم چرا که نمیشه ! اینم عقب big grinrolling on the floor بعد این مرد دیونه هه اومد که پیشم بشینه و منم بلند شدم که بره داخل بشینه  وهمین که رفتم تو منم رفتم صندلی عقب و صندلی کناری این دختره نشستم big grin . یعنی اینجوری : یه زن کناره دختره نشسته بود و دختره هم کنارش ، صندلی کنارش هم من بودم و یه مرده. ولی در واقع من سر صندلی بودم و دختره هم سر صندلی خودشون big grin. همین طور که نشسته بودیم یه دفعه راننده اومد و به من گفت شما بلیطتون چنده اینجا نشستین ؟surprisenailbiting منم که با خودم می گفتم بهزاد دیگه از این موقعیت ها گیرت نمیاد یه کم طول دادم و مثلا داشتم جیبم رو می گشتم و اینقدر طول دادم که یارو بیخیال شد و رفت !big grin هـــــــــورا party بعد اتوبوس شروع به حرکت کرد و منم حسابی خوشحال مه بالاخره پیشه یه داف نشستیم !daydreaming - New! همین طور داشتم اینور اونور رو می دیدم که دیدم دختره یه گوشی نوکیا ۶۶۰۰ دستشه big grinrolling on the floor ( یا همون ۶۶جوات ) laughing جالبیش این بود خیلی کلاس هم میومد ! big grin منم همین طور نگاش می کردم و اونم هی گوشی رو بالا پایین می کرد . بعد که همه کاراش رو کرد ، گوشیم رو در آوردم و درش رو که وا کردم و روم رو که برگردوندم دیدم کله خانوم تو گوشیمه big grinrolling on the floor بعد تا دید ضایست فوری کلش رو برداشت . منم یکم با گوشیم ور رفتم وبعد گذاشتم تو جیبم ، اون مرده که کنارم بود گفت گوشیتون سونی اریکسون هست ؟منم گفتم از کجا میگین سونی اریکسون ؟ confused بعد اونم گفت آخه از مارک رو گوشی فهمیدم surpriserolling on the floorrolling on the floor آخه جالبیش این بود رو گوشی مارک موتورولا بود laughing بعد برگشتم دیدم دختره هم خندش گرفته ! مرده از من پرسید چند گرفتی ؟ منم تو دل خودم گفتم بذار افه پولداری بیام و بلند گفتم ۳۲۰ تومان ، البته من خود پاکت پی سی داشتم ولی خراب شده فرستادم دبی تا تعمیر کنن ، فعلان این گوشی آشغالی دستمه ! surprisebig grin دختره کپ کرده بود ! بعد هندز فری رو نصب کردم و آهنگ گذاشتم تا گوش کنم . همین طور که داشتم گوش می کردم سرم رو چرخوندم دیدم دختره داره منو مظلومانه نگاه می کنه . البته نمیدونم مظلومانه بود یا نه ولی چشماش پر خواب بود و کم کم داشت خواب می رفت . لباش قلوه ای بود drooling منم بر گشتم عقب رو یه نگاه کردم و دیدم ۴ تا دختر قیافه معمولی تو کف منن و همین که برگشتم و اونارو دیدم ، دیدم همشون دارن به من لبخند ملیح می زنن big grin ولی من محلشون ندادم و برگشتم دختره رو دیدم .  دیدم یه کاغذ در آورده و داره یه چیزایی تو مایه های طرح ریاضی می کشه . منم چشمام رو بستم و داشتم به آهنگ گوش می دادم . نزدیک های افسریه بودیم که اتوبوس تو ترافیک گیر کرده بود ، دختره از من پرسید ببخشید اینجا افسریه هست ؟ منم گفتم بله ! batting eyelashes که یه دفعه راننده داد زد مسافران عزیز اینجا افسریه نیست ، لطفا بشینین و بلند نشین . big grinrolling on the floorrolling on the floor یه دفعه دختره زد زیر خنده big grin بعد رسیدیم افسریه و خانوم خانوم ها پیاده شد . منم می خواستم برم ترمینال جنوب . خلاصه رسیدم ترمینال جنوب و به راحتی رسیدم خونمون ......

راستی از اون دختره یه عکس با موبایلم گرفتم ، ولی چون هوا تاریک بود خوب نشد و دختره هم یکم زشت افتاد ، واب خدایی قیافش خیلی ناز بود ، تو عکس خیلی ناجور افتاده !( اون نور آبی هم نور مبالشه )

                    

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 14:13  توسط دکتر بهزاد  | 

این هفته سعی کردم که زودتر براتون آپ کنم این هفته نامه رو که هی نگین آقا بهزاد دیر شد ! ولی خدایی دم این فرنوش گرم که بازم حواسش به این هفته نامه بود ، من که کم کم داشت یادم می رفت  وااای چند وقته رزا رو ندیدم دلم براش تنگیده  خدا بیامرز همیشه یه من می گفت خروس   اسم این ویژه نامه هم برای همین هست ویژه نامه خروسrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor ! ! ! من یه فکری تو کلمه ! اونم اینه که می خوام چند نفر بیان تو ویژه نامه خروس عضو بشن و مطالبی که خودشون می نویسن رو به من بدم تا با اسم خودشون بذارم ! یعنی در اصل ویژه نامه دست اونا باشه ! آخه نیست سر من خیلی شلوغه ، باسه این میگم  موضوع امروز ویژه نامه اینه ! پول بهتر است یا ثروت !surprise rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor  به خدا شوخی نمیکنم ، می خواستم ببینم پول بهتره یا ثروت ! laughing به نظر من که ثروت از پول بهتره ! البته دلیل دارم، اونم این هاست :

۱- اولا که پول کثیفه و ۱۰۰۰ تا آلودگی روش هست و به دست همه مالیده شده و امکان مریض شدن زیاده ولی ثروت نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه !laughing

۲- پول کمتر از ثروت هست . حالا این یعنی چی ؟ پول تشکیل شده از ۳ کلمه : پ و ل ، ولی ثروت تشکیل شده از۴ کلمه  : ث ر و ت  خوب تا اینجا ۱ کلمه بیشتر داشت ، پس نتیجه می گیریم ثروت بیشتره  laughing

۳-موضوع بعدی سر کلاس این ۲ تا کلمه هست ، این یعنی چی ؟ این یعنی اینکه کلاسی که کلمه ثروت داره هیچ وقت پول نداره !  می دونم حالیتون نشده ، حالا بیشتر توضیح می دم ... ببینین پول رو هر خری داره ، یعنی یه جورایی پول دیگه جوات شده ، یا به قول خودمون ضایه شده ولی هر کسی ثروت نداره ، یعنی مثلا همیشه میگیم فلانی ثروت مند هست !  هیچ وقت نمیگیم فلانی پولمند هست ! laughinglaughing این برای طبقه با کلاس ، حالا برای طبقه پایین ! مثلا میری تاکسی سوار میشی ، به اون راننده بد بخت بیچاره میگی داداش پولت چقدر شد ؟  و از اونجایی که یارو آدم حسابی نیست از کلمه پول استفاده کردیم ! rolling on the floorrolling on the floor 

فعلا همین ۳ تا توجیه بستونه ! حالا به نظر شما پول بهتره یا ثروت ؟   rolling on the floor rolling on the floor rolling on the floor 

                     - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

SMS بازي !

چند اس ام اس براتون بخونم حال كونين !‌

۱- پگاه : ( در باره عيد فطر )‌:

VOIGOOLANGZJ : GALILE MAHO VADID MOBARAKE , GOSHNEGI SAR SHODE BID MOBARAKE ,RAMEROOZ TAMOOM VARAFT MOBARAKE ,EIDE FETR AMADE BID MOBARAKE ...   (BAGORI BARARI ) !! rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

2-سارا :

KHOROSE SHOLUGH MIKARDE MIZARANESH TU FERIZER , FARDA DARESH MIARAN MIBNAN ARAGH KARDE , MIGAN CHERA YAKH NAZADI ? MIGE HAR KARI KARDAM  LENGE MORGHE VA NASHOD ! rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

3:پري ( زيد قبلي من كه الان نقش مامان برام بازي مي كنه !‌)‌:

KHODA NAGZARE AZ SARE TAGHSIRATE OLADI KE BARAYE MADARESHON AREZOOYE MARG MIKONAN ! AH MADAR MIGIRE HA ! GOFTE BASHAM TOROBCHE ! laughinglaughinglaughing

۴-پگاه : ( اونشب كه داشتم مي رفتم اصفهان برا پگاه اس ام اس زدم اگه گفتي الا كجا هستم ؟ اونم در ج.اب اينو نوشت !

NEMIDONAM ! MOSHTARIE KHOB PEYDA KARDI DARI MIRI BEDI ! ? SHUKHI SHAHRESTANI KARDAM .CHE MIDONAM .EIDET MOBARAK ! laughingrolling on the floorrolling on the floor آخه من چي بگم به اين !‌ اون از اينكه ميگه مشتري خوب گير‌آوردي داري ميري بدي  ،‌اونم از اينكه ميگه عيدن مبارك !‌laughing ولي خدايي اين پگاه زندگي منه ، يعني اگه باشه تا آخر عمر دختر بازي نكنم ، نميكنم ولي از پگاه دست نميكشم ! خيل دختر مهربون و خوش قلبيه !

۵-محمد ( همون پسر اصفهاني كه باهاش تو اتوبوس اشنا شدم (۲۳ سالشه )‌:

DADASH BEHZAD MAN 9KARETAM , CHAND TA TIKEYE ASHEGHANE YADAM BEDEH , DARAM MOKHE YE DOKHTAR RO MIZANAM KAM AVOORDAM . TO RO KHODA KOMAKAM KON !laughinglaughing

خــــــــــــــــــــــــــــوب این هم از ویژه نامه خروس این هفته ! حالا که خوندین و حال کردین یه فاتحه برای رزا بخونین که دلم براش تنگیده بدجور !

                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 0:59  توسط دکتر بهزاد  | 

اونجا بودیم که من به دختره گفتم حالا که تفاهم داریم طلاق بگیریم  خلاصه دختره هم مرد از خنده و منم با خودم گفتم مخ رو زدم ، ولی تو همین احوال بودم که دیدم دختره شروع به قدم زدن کرد و گفت جناب من باید برم ، فقط فکر کردم کارم داشتی گفتم ببینم چی کارم داشتی . بعد قدم هاش رو تند کرد و منم قدم هام رو کند ، عین یه مجسمه سر جای خودم استاده بودم و داشتم نگاش می کردم که رفت تو خونشون ودر هم بست .  منم رفتم خونه و در  رو بستم و افتادم رو تخت ودراز کشیدم و با موبایلم شروع کردم به ور رفتن ، یه دفعه موبایل صداش در اومد و زنگ می زد . کلی خوشحال شدم ، گفتم الان دوست دختری چیزی هست که می خواد ببرمش بیرون بگردونم  تو همین احوالات بودم که یه دفعه یه صدای کلفت گفت داداش وینستون چی شد ؟  ای خدا ! باز این یارو کنه بود . منم نامردی نکردی نکردم و گفتم آقا این خط واگذار شده !  laughinglaughing وایییییی قیافه یارو پشت تلفن دیدنی بودبعد قطع کرد و ۵ دقیقه بعد دختر خالم زنگ زد و گفت بهزاد نمیایی اینور ؟ گفتم نه حال ندارم ، اونم کلی اصرار کرد ولی نرفتم ، کلی حالم گرفته بود . دختر خالم اینا هم اون شب رفتم شام بیرون پیتزا ترکوندن و تا ساعت ۳ شب بیرون بودن و ماشین بازی می کردن تو خیابون ها . منم تا ۱ بیدار بودم و داشتم فکر می کردم البته نمیدونم به چی ولی به یه مشت چیزای مضخرف فکر می کردم . خیلی حالم گرفته بود اون روز ، البته نه به خاطر اون دختره بلکه به خاطر اینکه چرا با دختر خالم اینا نرفتم بیرون  فردای اون روز دختر خالم زنگ زد که بیا دم در خونه دنبالم تا با هم بریم پاسداران دم خونه مریم اینا و با بچه ها بریم بیرون . منم گفتم داری کار دیشب رو جبران میکنی ؟ raised eyebrowraised eyebrowraised eyebrow اونم با کمال پر رویی گفت نه برای چی باید جبران کنم ؟ این تویی که باید جبران کنی rolling on the floor بعد هم رفتیم پاسداران و دم یه بوتیک دیدم ۳ تا دختر ایستادن وآقا مهران که تقریبا ۱۶ یا ۱۷ ساله میزد. رفتیم جلو و سلام ملیک کردیم و اونور تر یه سمند پارک بود ، سوار شدیم و پاسداران رو سرویش کردیم اینقدر دور زدیم . تو همین احوال از یارو پرسیدم جناب شما گواهی نامه داری اینقدر لایی کشی میکنی ؟ اونم گفت نــــــــه !  بعد خواهرش گفت مهران آروم  تر برو که تصادغ نکنی اونوقت هی به یارو نی آقا گوه خوردم ولم کن بذار برم و همه ماشین زد زیره خنده rolling on the floorrolling on the floor خلاصه شبش رفتم خونه دختر خالم اینا  و دختر خاله کوچیکم که با خواهر مهران تو اتاقش بودن و خواهر مهران داشت با دوست پسرش حرف می زد و منم با دختر خاله بزرگم ۲ تایی تو هال وا رفته بودیم اینقدر خسته بودیم و داشتیم در مورد مهمونی و مهمونای اون رو حرف می زدیم !

در ضمن یه طوفانی جدیدا تو این وبلاگ اومده ! یکی اومده جای همه نظر داده !  وااااااااای الاهی بگم تو چی نشی ! من اون طرف رو میشناسم ، ولی بچه ها به خدا اون طرف الان پشیمونه ! از من خواست که از همتون معذرت خواهی کنم و اونو حلال کنین  حالا اینا یه طرف ، امروز اومدم دیدم یکی به جای من نظر داده و عصر اومدم دیدم نظر نیست rolling on the floorrolling on the floor جالبتر فرنوش بود که عصبانی شده بود و دنبال اونی که اینارو نوشته می گشت  و آخر سر جالب تر این بود که رزناز اومده بود تو این هیری ویری می گفت بچه ها نظر اول رو من دادم  بقیه نظر ها من ندادم بهزاد جون rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor خدایی بد جوری تو این ۲ روز خندیدم . یه موضوع قشنگ ! اونم دیروز ۵ شنبه بود . مثلا من ساعت ۷.۳۰ وبلاگ رو چک کردم و دیدم برای آخرین پست ۳ نظر هست و خارج شدم و ۸.۳۰ اومدم دیدم نظرات شده ۱۹ تا rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor باورتون میشه ؟ یه علامت تعجب گنده تو کلم در اومده بود .  گفتم وبلاگ من روزی ۳ تا نظر بیشتر نداشه ، حالا چه جوری تو ۱ ساعت ۱۹ نفر نظر داشته ؟ rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor البته وقتی نظر ها و فاصله زمانیشون رو دیدم فهمیدم کار کی بوده  

خوب این خاطره هم تموم شد ! موفق باشین دوستان ...

                                              

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 1:12  توسط دکتر بهزاد  | 

واااااااااااااااای ! اگه بدونین چی شد ! براتون داشتم ۳ تا پست یک زمان می نوشتم تا با هم پست کنم ، تازه کلی هم به رنگ و ایناش رسیده بودم و در حدود ۱۰۰ یا ۱۲۰ خط نوشته بودم که یه دفعه دستم خورد کامپیوتر ریست شد  خدایی خیلی ستم بود .  خوب حالا اشکال نداره . باز کور میشم براتون می نویسم . چند وقته بچه ها به من می گن تو وبلاگ عکس خودت رو بذار و آی دی و... رو بذار تا باهات بیشتر آشنا بشیم  ! شرمنده اگه جواب خواهش هاتونو ندادم .  امروز می خوام یه عکس براتون بذارم از خودم . البته الان داریم خونمونو رنگ می کنیم و من این عکس رو دیشب گرفتم . یعنی شب که شد و کار نقاشها تموم شد رفتم بالای نردبونشون و چند تا عکس از خودم با موبایل انداختم . البته کیفیت عکس ها پایین می باشد ولی به بزرگی خودتون ببخشید  یه چیز دیگه ، هر کی این  عکس منو تو این یه روز دیده از خنده مرده  همشون به من گفتن بهزاد نقاش !  تو رو خدا دیگه شما نگین !  آیدی منم اینه >>> Behi_dokhtarkosh@yahoo.com لطفا هر کی پی ام میده در عنوان موضوع بنویسه از طرف وبلاگ  فکر کنم همین ها بود که خواسته بودین ؟

                           

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 2:21  توسط دکتر بهزاد  | 

اينم ويژه نامه خروس كه اينقدر ميگين ويژه نامه رو بنوس زودتر !(قابل تو جه بعضي ها )‌!

امروز اومدم و داشتم نظرات قسمت پارتي دوم رو مي خوندم كه ديدم يكي اينو نوشته :‌

چهارشنبه 9 آذر1384 ساعت: 11:2 توسط:نیکا
آفرین آقا بهزاد خوب خیال پردازی می کنید

خوب ! ببينين يه چيزي چند وقت بود كه مي خواستم بگم ، ولي نگفتم تا شايد اين نيكا خودش رو عوض كنه ولي گويا اين دختر مي خواد مشكلات رواني خودش رو به اين وبلاگ بكشونه !همين جا جا داره كه به نيكا اينو بگم ، البته اسم اصلي اين دختر نيكا نيست و اين خانوم ۱۰۰ تا اسم داره !‌ولي در كل ايشون فكر كرده با تغيير اسم و نگذاشتن ايميل خود تو وبلاگ مي تونه خودش رو پيش من عوض كنه يا به قول خودمون تغيير شخصيت بده !‌در هر حال من حتي اينقدر وقت ندارم كه بخوام در مورد اين يارو براتون حرف بزنم . فقط يه چيزي مي خوام از همينجا صميمانه بهش بگم ، نيكا ( به قول خودت‌) مي توني بري گم شي و ديگه تو اين وبلاگ پيدات نشه ، من در حق تو خيلي خوبي كردم ولي تو آدم نبودي ............. خفه شو هيچي نگو  حالم ازت به هم مي خوره . خوب حالا برو..... نه واسا يه چيز ديگه : من كه زورت نكردم بيايي اين وبلاگ ، مي توني فكر كني كه اين داستان ها و ستاره و رزا و سروش و .... همه اين ها خواب و خيال هست . ( گم شو بابا )

خوب دوستان ! امروز يه مطلب جديد براتون مي نويسم . نمي دونم تا حالا براتون پيش اومده يا نه ، ولي من چند وقته دقت كرده بودم ، ديدم مثلا يه پسر مياد با ۱۰۰۰ عشق و اميد وبلاگ ميزنه و كلي هم بهش ميرسه و مطلب مي نويسه ،‌ اونوقت بيشترين نظراتي كه تو عمر اون وبلاگ ثبت شده ۴ نظر  ، در عوض يه دختر مياد و يه وبلاگ ميزنه و اصلا هم بهش نميرسه . فقط مياد خاطرات خودش و يه سري چيزاي چرت و پرت مي نويسه  ، اونوقت كمترين نظر رو كه ميبينين >>>> ۴۰ نظر  البته شوخي كردم ۴۰ نظر كه نيست ، كيمترينشون ۲۰ نظر هست ! الان براتون ۲ تا نمونه از اين ها رو ميزنم تا ببينين‌! اونوقت تو همه اون نظر ها تقريبا ميشه گفت ۷۰٪ پسر ها نظر دادن و يه جوري يه تعريفي از وبلاگ دختره كردن و يه جوري هم خودشون رو آخر سر معرفي كردن كه مثلا من از دوست دارانتم و ..... كه بتونن مخ خانوم رو بزنن !

آقا من اين سايت هايي رو كه ميذارم اصلا منظورم با اين ها نيست ها ! كلي دارم مي گم ، نمونه براي وبلاگ پسر هاhttp://pesarake-tanha.blogfa.com :  وبلاگ دختر ها :www.n125.blogfa.com

خــــــــــــــــــــــوب ! يه دقيقه افكارتون به هم نريزه ! ما با اين ها كار نداريم ، فقط خواستيم تا فرهنگ زشت بچه دار شدن بدون در نظر گرفتم عواقب كار رو بيان كنيم !‌ اوخ اشتباه شد d'ohrolling on the floorrolling on the floor اهان مي خواستم فرهنگ بد و زشت فرق رو بگم براتون  بگم ! ولي حال ميكنم با خودم ، يه anti girl هستم ! ارواي عمم ولي حال ميكنم با بچه هاي وبلاگ همتون رو دوست دارم ( به جز نيكا ) .......اونوقت يه چيز جالب تر اين وبلاگ تقريبا تو همه ايران نمايندگي داره ، حالا ايران كه هيچ تو ايالت نيوجرسي آمريكا هم دانشجو ها اين وبلاگ رو مي خونن . الان كه دارم اين رو مي نويسم ، همزمان دارم با ستاره مي چتم . ستاره به من مي گه چرا به من ميگي كثافت‌، بچه ها فكر مي كنن واقعا داري فحش ميدي ، از همين تريبون اعلام ميكنه ستاره جيگر من بيد  هر چي بهش ميگم دوسش دارم  عكس پايين هم طرح ويژه نامه خروس

              

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 19:33  توسط دکتر بهزاد  | 

سلام جـــــــــــــــیگر ها  حدس بزنین . الان که دارم اینو می نوسیم کلاس ریاضی نرفتم و پیچوندم اومدم خونه باستون بنویسم تا حال از خودتون دروکنید  اول از همه از رزناز عزیز تشکر کنم که هر روز ۲۰ بار میاد به وبلاگ سر میزنه و مثل کنــــــــه چسبیده به وبلاگrolling on the floorrolling on the floor میدونم الان میگین این پسر چه دیونست ، داریم براش نظر هم میذاریم به ما میگه کنه  همه کسایی هم که پایه تبادل نظر هستن ، ما هم پایشونیم  ولی یه نکته مهم : از این به بعد برای هر تبلیغ باید ۵۰ تومن به من پول ودید! خوب برم سر اصل مطلب ! فقط زود زود بنویسم که ۵۰ دقیقه دیگه باید برم کلاس کارگاه کامپیوتر! اونجا بودیم که من داشتم فکر می کردم که....

هیچی همیت طور داشتم فکر می کردم که این ماشین ها مال کیا هستش ؟ رفتم خونه و به سرعت نور حموم رفتم و اومدم بیرون و موهامو ژل زدم و یه قیافه سنگین برای خودم درست کردم ، آخه تو این مدت برام اثبات شده بود دختر ها با تریپ سوسول زیاد حال نمیکنن. البته همشونو نمیگم ، ولی اون تیکه هاش اینجوری هستن ! یه پیرهن تن کردم و یه کاور هم روش و شلوار جین خودم رو پا کردم ،  در اصل از پولتیک استفاده کردم ، یعنی هم پیرهن پوشیدم تا اون دسته دختر هایی که از تریپ مردونه خوششون میاد رو مخ بزنم و هم از کاور و شلوار جین تا اون هایی که از تریپ سوسول خوششون میاد . به دختر خالم زنگ زدم ببینم خونشون اوضاع از چه قراره . همین که گوشی برداشت گفتم دختر مختر کسی اومده ؟ گفت دوست مریم ، سارا اومده . ( سارا بچه تهران پارس بود و قبلا هم زید پسر عمه دختر خالم بود ) البته الان خدا رو شکر به هم زدن rolling on the floorrolling on the floor . بعد فوری کتونی هامو پا کردم و بدو بدو به طرف خونه خالم اینا رفتم . زنگ زدم و رفتم تو . دیدم به به . چشتون روزه بد نبینه ! بساط مشروب خواری فراهم و این انسان های پست سیرت بدون توجه به دستورات دینی ما ، اون نوشیدنی اعنتی را نمیخورند هیچ ، محرم و نا محرم با هم قاتی هستند و با بی شرمی تمام در حال رقص می باشند .rolling on the floorrolling on the floor  تا حالا خیلی شنیده بودم که تهاجم فرهنگی ، تهاجم فرنگی . ولی اینبار با ۲ چشم خود تهاجم را از نزدیک دیدم  (خوب بابا بسه ! اینقدر زر نزن . پاشو تو هم برو قاتی جمعیت بشو d'oh) ای ول ! به این می گن وجدان خوب ! اصلا نیازی نبود که من برم وسط چون دیدم دختر خالم میگه بچه ها بهزاد هم اومد و پسر عمش که تا حالا ندیده بودمش اومده بود جلو و می گفت آقا بهزاد بیا وسط . ( فکر کنم زیاد خورده بود ؟) منم با عشوه و ناز گفتم شما مشغول باشین و یه کاری بیرون دارم الان میام . سریع اومدم بیرون . آخ جون ! چه هوایی بود . چی بود بابا اون هوای داخل خونه ؟ اه...همین طور دم در خونه داشتم یکم تنفس میکردم و اینور اونور رو نگاه می کردم که یه دفعه چشمم به بالکن یکی از همسایه ها افتاد و یه دفعه نفسم گیر کرد و نزدیک بود خفه بشم یه دختر خیلی خوش اندام روی بالکن ایستاده بود و اونم داشت  مثل من تنفس میکردrolling on the floorrolling on the floorداشتم فکر میکردم چی میشد این دختر امشب زید من می شد ودستش رو می گرفتم می بردم تو مهمونی تا کون این پسر عمه های دختر خالم رو بسوزونم . تو همین افکار بودم و همین طور زل زده بودم به خانوم خانوم ها که یه دفعه رفت تو خونه . منم موبایلم زنگ زد و دیدم باز همون یارو دوست پسر دختر عمه ....whew!at wits' end - New!چه کنه هست این بابا . گفتم باز چیه ؟ دیدم میگه یه بسته وینستون بگیر بیا .داشتم دیونه می شدم . چه پورو  هست این. برگشتم بهش گفتم : خودمونیما ، تو هم تو این مدت کم ما رو نمودیا ! رفتم مغازه سر کوچه و یه بسته گرفتم و همین طور پکر بودم ( آخه من وقتی یه دختر تیکه ببینم و نتونم مخ رو بزنم یا  جو طوری باشه که نشه ، پکر میشم) همین طور پکر داشتم قدم می زدم  ، یه پارک تو کوچه خالم اینا بود که بعد از پارک خونه خالم بود . همین طور وسط های پارک بودم که دیدم یه گربه سفید اون دور ایستاده و داره منو نگاه میکنه ! تو دلم گفتم پدر سگ تو دیگه چی می خواهی ؟ و سرم رو انداختم و به ادامه راه پرداختم . همین طور که داشتم می رفتم گفتم بهزاد تو با این بد بخت چی کار داشتی ؟ دختر مردم رو نتونستی طور کنی به گربه فحش میدی ؟ خلاصه تصمیم گرفتم روی خودم رو بر گردونم و از دور ازش معذرت خواهی کنم rolling on the floorrolling on the floorهمین که روم رو بر گردوندم دیدم گربه پشت پام هست  و در اصل اون یه گربه نبود ، بلکه یه سگ بود نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه !

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک !

۲ تا پا داشتم ۲ تا دیگه هم غرض کردم و پا به فرار گذاشتم  چون شاسی اون سگ پایین بود یا به قول خودمون خونگی بود نتونست به من برسه . بر گشتم پشتم رو دیدم و دیدم که از من فاصلش زیاده . خیالم راحت شد . ولی خیلی عصبانی بودم آخه اگه منو می گرفت و لباس های مهمونی من پاره میشد چی ؟ تازه اینقدر هم نامرد بود جاده خدا نداد ، و همین طور یه دفعه دنبالم کرد rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor یکم نزدیک پارک شدم و داد زدم این سگ صاحب نداره ؟ که یه دفعه یه دختر خانومی از پشت رخت ها اومد بیرون و گفت امری داشتین ؟  SHIT !WHOOOOOOO همون دختر بالای بالکنی بود  از خوشحالی پر در آوردم و همه عصبانیت من از بین رفت و براش موضوع پارتی و تنفس تو خیابون رو توضیح دادم و گفتم شما هم داشتین تنفس می کردین و من یه نقطه تفاهم و تشابه بین خودم و شما پیدا کردم و خواستم اگه امکان داره .... ! که یه دفعه پرید وسط حرفم و گفتم امکان داره چـــــی؟  سگی هم که تو بغلش بود یه فشار داد و سگ هم وق وق می کرد  منم تو دلم گفتم : منو می ترسونی ؟ الان از افعال معکوس کمک میگیرم و گفتم : آخه این یه نقطه تفاهم و تشابه بین من و شما بود گفتم اگه امکان داره از هم طلاق بگیرم همین که اینو گفتم دختر قیافش این جوری شد :rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor بهزاد :  ( آخ جون مخ رو زدم ) دختر بد جوری خندش گرفته بود .

خوب دوستان ! بقیش رو بعدا می نویسم ، الان داشنگاه دارم باز  برم زود تر سر کلاس ، دیدین چقدر زود آپدیت کردم ؟rolling on the floor بازم براتون آپدیت می کنم ( علی : عزیزان )  این علی از دوستای من و ستاره و رامشین هست . یادش به خیر همیشه می اومد رو تاک می گفت : عزیزان rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor 

بعدا میبینمتون ( اینایی که تو عکس میبینین ، بستنی هستن ) !

              

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 13:7  توسط دکتر بهزاد  |