تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)

سلام ! این خرضو خان رو کی اینجا وشناسه ؟ ها ها ها هااااااااااا (دوبرره) rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorمن که زیاد برره تماشا نمیکنم ولی چند وقته از دسته این دوبرره می ترکم از خنده !  ولی یه چیز خیلی جالب بچه ها !!! دقت کردین ؟  قیافه ستاره چقدر شبیه دوبرره هست ؟(عین دوبرره می خنده ) rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor حالا جالب تر از این رزناز هست که کپ جان نثار هست ....(میگین نــه؟یع سر برین تو این قسمت نظرات تا ببینین چه جوری پاچه خواری میکنه rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor و خوشکل تر اینکه رزا خیلی شبیه سحرناز هست (همش میگه : ها ها هاااااااااااا؟)rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor منم که مثل کیانوش هستم که بین یه جمعیت اسکل و دیونه گیر کردم ... ای خدااااااااا خوب از این هم بگذریم بریم رو یه مبحث دیگه ....! راستی این ویژه نامه خروس این هفته هم بودا !!!! ( به خدا سرم شلوغه ، خالا نمیشه این ویژه نامه رو یه جوری خشکه حساب کرد ؟ با شما هستم رزا و فرنوش ) این عکس رو این پایین میبینین ؟؟ این اصلا هیچی نوفهمه یادش به خیر خدا بیامرز رامشین ..... هیچی ........ خوب دیگه بریم بخوابیم که فردا کای کار داریم....

                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 23:59  توسط دکتر بهزاد  | 

سلام... جاتون خالی امروز با دوستم مهدی و پسر عمم رفته بودیم کوه ، یا همون شهمیرزاد ! ! ! یادش بخیر تابستون رامشین می گفت که اون هم شهمیرزاد رفته بوده !  خلاصه جاتون خالی بود ... با ماشین تو این گردنه ها که تو جاده یخ هم بود کلی ویراژ دادم ... چند بار ماشین دور خودش چرخید و کلی بچه ها ترسیدن و خلاصه کلی خدا بهمون رحم کرد ..... بعدش هم اومدیم تو سفره خونه و بچه ها قلیون کشیدن .... جای همتون خالی .....در ضمن چند وقته سرم شلوغه و نمیتونم زود به زود آپ کنم .... شرمنده........ حالا اون دیگه بماند که چرا سرم شلوغه  یه دوست دختره جدید تو راه!!!! اسمش پانی هست .... بعدا بهنوم باز هم آمار میدم این شعر هم پانی خانوم برام گذاشت کلی باهاش حاک کردم ....

وقتی رفتی باز هوا بد شد..... روزگار از بدی بدتر شد....وقتی رفتی آسمون تر شد.....گریه ابر ها بدتر شد...   یادش بخیر دیروز داشت برام رو موبایلم میخوند .....

عکس های پایین رو روش کلیک کنین تا بزرگ ترش رو ببینین....

                    

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 0:16  توسط دکتر بهزاد  | 

سلام ! ساعت ۱۲.۲۴ دقیقه هست ! همونطور که گفته بودم مامانم رفته مکه ! بابام امشب همه جوان های فامیل رو خونمون دعوت کرده بود و یه مهمونی که تقریبا شبیه پارتی بود گرفتیم ! چقدر رقصیدیم ، چقدر بالا پایین پریدیم ٬ چقدر سیگار با پسر عمم کشیدیم ، یعنی ما رو گم می کردین مغازه سر محل پیدا میکردین، حالا جالبیش اینه سیگار ها رو می گفتیم تو حساب دفتریمون بنویسه جالب تر اینکه یارو مونوشت ، مثلا اگه پول سیگار ۳۰۰ تومان می شد  ، می نوشت بهزاد ۳۰۰ تومن چیپس !

خوب بچه ها می دونم کمه ولی ساعت ۴ صبح باید پاشم برم یه جایی ! بقیه رو بدن براتون می نویسم ! قربون همتون

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 0:37  توسط دکتر بهزاد  |