|
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
|
قربون بچه با مرام های وبلاگ ، از جمله رزناز !
بازم به معرفته بعضی ها !
خوب امروز چند تا چیز براتون دارم .
اول از همه بگم که دانشگاه تر زدم و در آستانه مشروطیت و پیوستن به گروه مشروطه خواهان ایران !
خدایی خیلی ضایع بود ! از ۶ تا درس ،۳ تا رو انداختم و ۱ کی رو حذف کردم و فقط ۲ تا درس رو قبول شدم .
چرا می زنین حالا ؟
خوب بابا ترم اولم بود نمیدونستم خوب !
یه چیز بگم بمیرین از خنده ! معدلم رو حساب کردم ، شدم ۹۳.۱۱ !![]()
خیلی اسکل بازی به خدا ! به خاطر ۰.۰۷ بخواهی مشروط بشی !
به جـــون مامانم فردا میرم دانشگاه دعوا می کنم !
هر استادی دم دستم بیاد خفتش می کنم میگم ...... نمره بده ! نمره زور وده !
خوب این از اینا ! بعد اینکه دیشب رفته بودم با ماشین بیرون با پسر عمم . بعد همین طور داشتیم تو شهر می چرخیدیم . که یه دفعه دیدم ماشین بقلیمون انگشتشو بیرون کرده داره Fuck میده !
۱ دفعه نگان کردم دیدم دوستم مهدی هست !
منم دیوونه بازیم گل کرد و ۱ لایی کشیدم رفتم جلو ماشینش و حالا ترمز زدم و نشسته بودم !
فکر کن تو اون خیابون شلوغ ترمز بزنم تو ماشین بشینم !![]()
خلاصه با ماشین رفتم دم خونه پسر عمم که دیدم ۱ ماشین از اون دور داره میاد و جلو ترمز زد و به من ۱ فحش داد و رفت !
باز هم مهدی بود !
بعد دیدم سر کوچه پسر عمم اینا ایستاده و بقل ماشین به اندازه ۱ ماشین به زور جا بود . منم ماشین رو انداختم کنار ماشینش و ماشینش رو خط خطی کردم و آینه ماشین رو کج کردم ![]()
بعد هم فلنگ رو بستم !
بعد زنگ زدم رو موبایل مهدی و گفتم : آخـــــــــــی ! ماشین پا پا جون خط خطی شد ؟! آخــــــــــــــــــی !
خلاصه مهدی شب اومد تو چت و پی ام داد خیلی عوضی هستی و برای همیشه باهات قهرم !![]()
خوب حالا ۱ چیز دیگه. دیشب اومده بودم تو نت و منتظر درسا خانوم بودم که نیومد .
منم رفتم بخوابم . ساعت ۲ خوابیدم که دیدم موبایلم ساعت ۳ داره میگه : مسیج . داداش مسیج اومده ! داداش به مولا مسیج اومده ها !
مسیج رو خوندم دیدم درسا اس ام اس داده که من برام مهمون اومده نتونستم بیام و الان پاشو بیا !
وای ! اینقدر خسته بودم که نگو . باورتون نمیشه ! از رختخواب نمی تونستم بلند بشم . انگار دارم کوه می کنم !
خلاصه به ۱ بدبختی رفتم تو نت ، ولی چشمام هیچ جا رو نمیدید . چون همش توش خواب بود !
حالا از این بگذریم . دیشب به پسر عمم گفته بودم که امروز صبح ساعت ۷ میرم دنبالش که بریم داشنگاه ثبت نام کنم . ولی خواب موندم .
ولی وقتی که از خواب پاشدم و چشمام رو وا کردم دیدم پسر عمم جلو ایستاده و همین طور داره منو نگاه می کنه ! ![]()
![]()
کلی تعجب کرده بودم .
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب ! حالا از اینهایی که گفتیم بگذریم . اصل کاری رو بچسب !
فردا اونطور که همتون میدونین روز ولنتاین هست ! ولی حیف که درسا خانوم ایران نیست !
البته مهم نیست ! مهم اینه که دوسش دارم و مهمترین چیز ایمه که بهش وفادار باشم و دنبال دختره دیگه ایی نباشم !
ولی خــــــــــیـــــــــلی سخته !
مثل ۱ معتاد میمونه که بخواهین ترکش بدین !
آخه مگه میشه آدم فقط با یکی باشه ! ![]()
( وجدان بهزاد : هــا ! حالا ای که وگفتی یعنی چــــــــــــــــــــه ؟ !
) ولـــــــــــی نه به خدا ! به جون من نباشه به جون شما ها که خیلی دوستون دارم تا حالا خطایی ازم سر نزده !
در ضمن من با پانی فعلا رابطه ای ندارم ! یعنی بعد از اینکه اون روز با ماشین سوارش کردم دیگه باهاش نه تلفن زدم نه چت کردم . فقط ۱ چیزی می خوام از اینجا به درسا جونم بگم ! اونم اینه :
درســــــــــــــــا ! خـــــــــیـــــــــــلـــــــــــــی می خـــــــــوامـــــــــــــــــــــت !

تنم در حسرت عطر تو بی تاب .......![]()
خیالم خیسه شبنم ،روی گلبرگ یاد چشم تو خواب ......![]()
نمی دونی چه سخته .......![]()
نمی دونی چقدر سخته نبودت.......![]()
![]()
دلم بی تو میمیره ! منم دیوونه ناز وجودت.....![]()
آخ دلم ! آخه دلم هواتو کرده نازنینم ! لا لا لا لا .........![]()
نمی خوام بی تو دنیا رو ببینم ! لا لا لا لا .........![]()
تو آفتابی ترینی !
تماشایی ترین تو کل دنیا !
دلم هوا تو کرده !
شبیه گریه کردن زیر بارون ! ......![]()
به یاد درسا ~~~> ! ![]()
خــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم !![]()