تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
حال و حوصله هیچی رو ندارم . yawn گیر نده که کتکرو می خوری ....yawn خیلی بدت میاد از وبلاگ ؟confused خوب می تونی دیگه نیایی . . .happy فکر کردی ما اینجا اسکلیم ؟ یواشکی میایی سر میزنی ، بعد تو دلت می گی هیچ کس نفهمیده ؟ tongue خلاصه اگه زورت میاد اینجا بمونی ، می تونی بری بالای صفحه و اون صرب در قرمز رو بزنی تا دیگه اینجا نباشی ....devil الکی سعی نکن وارد زندگی بهزاد بشیhiro . . . چون هیچ جایی برای تو نیست اینجا . . .partyبرای خودم هم به سختی جا هست ، چه برسه به تو . . .not listening - New! بهتره گوشات رو بگیری ! چون می دونم این حرف ها برات سنگینه ...sighچی شد ؟ گریت گرفته ؟d'ohsorry .مثل اینکه زیادی باهات ناجور حرف زدم hee hee تنها چیزی رو که تو زندگیم دوست دارم ، یه ساندویچ آیدا هست ( ممتاز ) drooling اونو از تو هم بیشتر دوست دارم . . .بهتر خودت رو عوض کنی تا اینکه منو عوض کنی ! شاید هم اشکال از منه ! ؟ ولی فعلا همینه که هست . . . چی کار می خواهی بکنی ؟confused فعلا که اینجا وبلاگ من هست و تو هم اومدی تو وبلاگ من . . .پس اینجا قلمرو من هست !cowboy خوب پس اگه خواستی اینجا بمونی باید شاخ بازی در نیاری و بری یه گوشه و آروم بگیری بشینی . . .straight faceخیلی حال می کنم تنهایی یه گوشه بشینم . . . تک و تنها ! بدون مزاحم ...don't tell anyone همیشه عاشق شب بودم . . .smug موقعی که یه عده دارن استراحت می کنن و یه عده هم ..... ! بهتر چیزی نگم در اون مورد ... smug دلم می خواد بشینم یه گوشه تو اتاقم ساعت ۳ نصفه شب و فکر کنم و با خودم خلوت کنم ....یه وقت ۳ نصفه شب پا نشی بیایی پیشم بگی بهزاد داری چی کار می کنی ؟!surprise اون وقته که از دستت خیلی دلخور میشم و کسای که با من بودن می دونن من چقدر بد قلق هستم batting eyelashes حال دختر بازی هم ندارم . . . اصلا گور پدر هر چی دختره ... ( حالا شما پسر ها هم پر رو نشین winking) دلم می خواد آهنگ marilyn mansoon  رو بندازم و صدا رو ببرم آخر و بیفتم رو تخت . . . تنها کسی رو که دوست داریم همین marilyn هست . . . خیلی آدم باحالی هست ... خاک تو سرت کنن ! خواننده هم نشدی که باهات پز بدیم . . . فقط یخ آدم الاف هستی که میشینی هی این وبلاگ اون وبلاگ می کنی و عمر خودت رو حروم می کنی . . .sick نمیدونم ، شاید من دارم اینجوری فکر می کنم . . .rolling eyes چه زندگی مضخرفی هست . . . زندگی خودم رو نمی گم . زندگی همه رو می گم . . . صبح تا شب دنبال هیچ و پوچیم . . . آخر که چی ؟confused هیچی . . . چند وقت دیگه همه ما باید بریم کنج قبرستون بخوابیم ... اونوقت اگه عمری باشه تو اون دنیا دوباره براتون وبلاگ می نویسم و از خاطراتی که تو این دنیا گذروندم می نویسم . . .
به قول بچه محلامون : بهزاد ! چند وقت دیگه حجله تو رو سر خیابون می ذارن !sigh
بهزاد : چرا ؟ happy
بچه محلامون : با این سرعت زیادی که رانندگی می کنی shame on you
خوب ! ۲ ساعت نشستی حرف دل منو خوندی . . . حالا اگه تو هم چیزی هست که می خواهی به من بگی بیا تو نظرات بگو talk to the hand

           

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 16:2  توسط دکتر بهزاد  | 

خوب ...
اونجا بودیم که من گفتم ...
بعد من و دختره با هم اومدیم تو کلاس !dancingهمین که وارد شدیم ۱ دفعه استاد و شاگردهای کلاس همه زل زدن به ما ! big grinمنم کلی حال کرده بودیم که جلو دوستام یه پز داده باشم ...oh go onبعد دختره رفت یه گوشه کلاس نشست و من هم سر جام نشستم batting eyelashesهنوز نشسته بودم که دوستم گفت : بهزاد الان این دختره بود رو موبایلت زنگ زد ؟ !surpriseمنم یکم کرمم گرفت و با کمی مکس و خنده ملیحانه گفتم : نـه!big grinrolling on the floor جالبیش اینه که استادمون هم تو کف دختره بود !hee hee ماشاله انقدر سوسول می گرده که همه تو کف خانوم هستن . . .hee hee خلاصه اون روز گذشت و عصر کلاس ریاضی بود . همه بودن به جز اون !sad البته تو کف نبودم من !dancingتا اینکه بعد از ۵ دقیقه دیدم در کلاس باز شد و همه چشم ها به او خیره شد !hypnotizedmoney eyeshypnotizedmoney eyeshypnotizedrolling on the floor منم آخر کلاس بودم . اون اومد پشت سر من نشست .آقا من دیگه تو کلاس قاطی کرده بودم !angry گفتم هر جور شده من مخ این رو میزنم و....smug با خودم تصمیم گرفتم که برم جلوش رو بگیرم و بگم اگه میشه جزوه اندیشه اسلامی رو به من بدین .nerd تا اینکه وقت استراحت شد و من هم با دوستام اومدم بیرون . یکی از دوستام مجید گفت ...
مجید: حاج بهزاد نمیدونی چی شده ؟silly
بهزاد : چی شده !surprise
مجید : حاجی امروز مامان این دختره اومده بود و به ما می گفت اینجا خونه اجاره ای نیست که به دخترم با نامزدش با هم بدن ؟ !surprise
بهزاد : خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب       ! surprisesurprisesurprise
مجید : هیچی دیگه ، من هم گفتم هنوز فرهنگ اروپاهی تو ایران جا نیفتاده !surpriserolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor
بهزاد :rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor
ای ول حاجی ، خیلی باحال جواب دادی ! big grin تو رو خدا میبینین ؟!! مامانم دختره اومده که خونه بگیرن و دخترش با دوست پسرش با هم زندگی کنن ، اونوقت مامان ما به فکر ما نیست و همش میگه : تو این دوره زمونه این دختر ها خیلی زرنگ شدن و باید مواظب خودت باشی ....sigh بابا ول کن جون مادرت ! بذار ۲ روز دنیا عشق و حالمون رو بکنیم ! ( بکنیم ؟ !surpriserolling on the floor) من کی گفتم عشق و حال رو بکنیم ؟!surpriserolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor خلاصه اون روز که نرفتم جلوش رو بگیرم . فردا عصر شد . کلاس برنامه نویسی داشتیم . . .همه سر کلاس بودیم که دیدیم ۱ بچه وارد کلاس شد !surprise بعد هم یه راست رفت پیش خانومه که همه تو کفشن نشست .surprise واااااااااااااااااااای ! یعنی من قیافم شده بود اینجوری -->surprise بابا !بیخیال ! این که از منم کوچیک تر میزنه قیافش ! surpriseبه جون مامانم کاش بودین میدین ! صورتش رو که انگار از بچگی تیغ می زده که زود تر زن بهش بدن ! big grin کلش هم مثل این کله پوک ها بود !big grin قد هم کوتاه و ۱ هیکال قناس ! big grinbig grin اونوقت دختره آرایش کرده ، ابروها کامل برداشته شده ، فقط به کلفتی یه نوک اتود ۰.۷ بود !big grin شلوار هم که نگم بهتره ، چون مثل شلوارک بود !hee hee مانتو هم که ....!sick انگار اصلا مانتو تن نکرده بود ! خلاصه زنگ تفریح شد و اومدیم بیرون . من و دوستام پشت بوفه نشسته بودیم و اون ها هم اونور بوفه نشسته بودن . همه رفتم تو کلاس و حیاط تقریبا خلوت بود . این ۲ تا مثل اینکه متوجه ما نبودن. به دفعه دیدم پسره و دختره هم دیگرو بغل کردن و دارن لـــب میگیرن !sicksick  حالا حدس بزنین من چی کاری کردم ! big grinbig grinbig grin خوشم میاد داش بهزادتون رو میشناسین !big grinrolling on the floor منم بلند گفتم بچه ها اونجا رو  ! surprise و دوستام گفتم اااااااااااااه ! لـــــــــب ! بـــــابــــــــــــا ! خلاصه کلی ضایع بازی که این ۲ تا کبوتر عشق از کاز تمام نشده خود پشیمان و ناراحت شده و به طرف کلاس جاری شدن !big grin( چه با کلاس حرف زدم این ۱ تیکه رو )hee hee رفتیم ما ها سر کلاس و دیدیم این ۲ تا بیچاره ها حالشون گرفته و نشستن کنار هم ....dancing وسط کلاس موبایلم زنگ زد و اومدم بیرون که ببینم کیه که دیدم یارو اشتباه گرفته بود !sad عوضش یه پفک چی توز گرفتم و خوردم !daydreaming - New!جای همگی خالی خیلی حال داد .... اون روز تموم شد و الان دیگه به اون دختره فکر نمی کنم ! البته از اول هم فکر نمی کردم ، فقط برای ..........blushingblushing ! ولی به جون مامانم فکر بد نکینا ! surpriseآخه مگه میشه تا درسا خانوم هست ما با کس دیگه ای .... smugraised eyebrow !

اصلا گور پدر دختره ! حالا که اون پسره داشت با دوست دخترش لب می گرفتن و لاو می ترکوندن ، منم با دوست دخملم لب میگیرم و لاو می ترکنم تا کون هر چی از این دختر ها که هواس ما پسر های بیچاره رو پرت می کنن بسوزه !big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

درسا من اومدم !big hugkisskisskisskisskisskisskisskisskiss ( بچه های وبلاگ : یکی اینو بگیره ! big grin)
rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor بابا با دوست دختره خودم دارم لاو می ترکونم ، چرا مزاحم میشین ! phbbbbtهمین کار ها رو می کنین ما مرد ها وقتی زن میگیرم میریم دوست دختر هم میگیریم !phbbbbt اگه از همون اول می گفتین : بفرما ! هر کتری دوست داری بکن ، ما دیگه اینجوری نمیشدیم !big grinbig grinrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

این هم از خاطره امشب !winking قربون همتون بچرخم !surpriserolling on the floor(رزا ) !surprise شب خوش !

                                            

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 0:33  توسط دکتر بهزاد  | 

 چه واژه یه جالبی !داف بازی تو دانشگاه ! پری روز رفتم سر کلاس معارف اسلامیاز در که وارد شدم دیدم کلاس پر دختر و پسر هست ، منم از دیدن اون همه آدم کپ کردم و همون اول کلاس نشستم.چند تا از دوستام ته کلاس با این کار من خندشون گرفت  خلاصه استاد هم داشت یه ریز چرت و پرت سر هم می کرد . منم داشتم گوش می کردم که یه دفعه سرم رو چرخوندم و دیدم یه دختر خشگل مامانی ۷ تا نفر اونور تر من نشسته ! یکم نگاش کردم و از بغل دستیم پرسیدم ...
بهزاد : مجید داداش این دختره کیه ! ؟
مجید : حاجی ترم جدیدیه !
بهزاد : پس بالاخره یکی پیدا شد تو دانشگاه لعنتی که صاحب نداشته باشه  که ما مخش رو بزنیم ؟
مجید : نه بابا !  یارو نامزد داره !
بهزاد : ای . . .رم تو این زندگی !۱ دختر خشکل هم بعد از مدتی اومد دانشگاه صاحب داره ! ؟
مجید :

خلاصه ، بعد از ۱۵ دقیقه ۲ تایی با هم زدیم بیرون و ۱ نخ سیگار کشیدیم !( من سیگار رو به خاطر ۱ نفر ترک کرده بودم ! به جون مامانم اولین نخی بود که داشتم بعد از مدت ها می کشیدم !  حالا حدس بزن سیگار چی بود ! magna آخه نزدیک دانشگامون مغازه نیست ! بعد هم اومدیم کلاس و اون رو تموم شد و .....

فردا صبح کلاس فیزیک داشتم . ساعت ۸ صبح  حالا خوابم هم می اومد !  لعنت به این صبح زود ! من نمیدونم کدوم اسکلی صبح زود میره سر کلاس ! خلاصه رفتم کلاس . وقتی وارد شدم دیدم ۴ تا پسر سمت چپ کلاس هستن و ۱ دختر سمت راست کلاس نشسته ! همشون هم قیافه ها ضایع!منم رفتم یه گوشه نشستم . یه دفعه موبایلم زنگ  زد !  اومدم بیرون و داشتم رو پله های دم در دانشگاه با موبایل حرف می زدم .( خالم بود ، می گفت چرا خونوت زنگ می زنم کسی گوشی بر نمی داره ! ) لعنت به هر چی مردم آزاره !  یه دفعخ دیدم همون دختر خوشکله از در دانشگاه اومد تو.....خیلی خشگل راه میره !  وقتی راه میره ،  مثل این دختر های تو fashion راه میره !  اومد جلو و گفت ببخشید کلاس فیزیک کدوم قسمته ؟ منم گفتم : منم کلاس فیزیک دارم بیا بریم ! و ۲ تایی که از در کلاس با هم وارد شدیم ........

خوب ، بچه ها واسه امروز بسه . الان دارم میرم دانشگاه ، ورزش دارم  ولی ۱ چیزی  یه وقت فکر نکنین دنبال دختر بازی هستم  استغفرالله ....منو دختر بازی ؟  ما خودمون یه دلسا داریم باسه ۷ پشتمون بسه ، دیگه وقت نمی کنیم به این دختر مخترا برسیم ! این گل ها هم مال دوست دخمل خشگل خودم که خیلی هم دوسش دارم !  ( درسا ، لطفا این دسته گل ها رو همین الان بذار تو آب که خشک نشه ، آخه ۴۰ هزار تومان پولشونو دادم !)

مواظب خودتون باشین تا برگردم
                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 7:47  توسط دکتر بهزاد  |