تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
این مهندس مملکت ما هست ! اونوقت میگیم چرا پیشرفت نمی کنیم !

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 15:29  توسط دکتر بهزاد  | 

! Dr.l3ehi With New Web Site  

اینجا رو کلیک کنید . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 15:17  توسط دکتر بهزاد  | 

سلام .یه روز دیگه با یه خاطره دیگه . . .
آقا من و بچه محل هامون الان چند شب هست که آخر های شب ،یعنی از ۱۰ تا ۱۲ تو محل جمع میشیم و با هم میگیم و می خندیم !جای همتون خالی ،خیلی هم خوش می گذره ! وقتی با هم میشینیم از موضوع های مختلف میگیم و بحث میکنیم . . .ما یه همسایه داریم که یه پیرزن هست و شوهرش مرده و برای اینکه تو خونه تنها نباشه یه زن و شوهر جوون رو آورده پیش خودشون که هم کارش رو بکنین و هم اینکه تنها نباشه !ما الان چند وقته که همین طوری و بدون قصد دم در خونه این پیرزن مشیشنیم ! هم صبح ،هم ظهر ،هم بعد از ظهر ،هم شب ، هم نصف شب !rolling on the floorیه خدا از روی قصد نیست . و این برای اکثر بچه های محل عادت شده که دم در خونه اینا بشینن!تا اینکه چند شب پیش من و دوستم محمد و علی و امیر نزدیک های ساعت ۱۱ بود که در خونه این ها نشسته بودیم و داشتیم در مورد یه موضوع جالب هم حرف میزدیم !(سکس حیوانات) من هم که ماشاله صدام بلند هست و همین طور داشتیم آناتومی بدن حیوون اسب رو با دوستان زیر و رو میکردیم !nerdrolling on the floor یه دفعه دیدیم پنجره اطاق اینا که باز بود محکم بسته شد و لامپ خونشون با عصبانیت روشن شد !من و دوستام با دیدن این صحنه اینجوری شدیم -->  و ۲ پا داشتیم ،۲ پا دیگه غرض گرفتیم و ۴ دست و پا فرار کردیم !rolling on the floorو یه جا قایم شدیم !بعد دیدیم یه یارو عصبانی اومده بود دم در مغازه که نزدیک خونه ما هست و به صاحب مغازه که بابای محمد هم میشه گفت بود : انصاف شما رو شکر !waiting تا حالا هر شب چرت و پرت می گفتن ،من و زنم هیچی نمی گفتیم !waiting ولی امشب با زنم خوابیده بودیم که دیدیم وارد حیوون اسب شدن و هر چی بد و بی راه از دهنشون در اومده دارن میگن !angry !من و دوستام بعد از رفتن یارو اومدیم و گفتیم : چی شد !صاحب مغازه هم گفت : خداتون رو صلاوات ! رفتین دم در خونه یارو و هی چرت و پرت گفتین یارو شاکی شده !rolling on the floorما همه مرده بودیم از خنده !همش تقصیر من بود !آخه من وقتی وارد یه موضوع میشم انقدر اینور اونور می کنم و چرت و پرت میگم که اطرافیان از خنده میمیرن ! اون شب تموم شد . فردا صبح رسید یا به عبارتی امروز صبح . . . دوباره با بچه ها دم درش نشستیم و تا تونستیم تخمه خوردیم و سیگار کشیدیم !rolling on the floor البته اینم بگم که من سیگار نکشیدم !(قابل توجه دوست دخترم )rolling on the floorrolling on the floorخلاصه همین طور که نشسته بودیم دیدم چند تا بچه اومدن و پشت سر ما و تو پیاده رو نشستن و دارن درس می خونن .rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor خلاصه یه منظره ای بود که نگین !از بچه ۴ ساله بود تا شوفر کامیون !rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor باورتون نمیشه ولی وقتی اون صحنه یادم میاد که چطوری دم در خونه مردم رو با محل اطراق ارازل و عباش تبدیل کردیم خندم میگیره !rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor اینم یه عکس از صحنه امروز صبح !

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 22:57  توسط دکتر بهزاد  |