تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)

به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من که در او اثر ندارد....

 غلط است هر که گويد:دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

این و واسه رزناز نوشتم که اصلا حاله من و نمی پرسه <<>>مامان درسا

حالا كفشاتو نگاه كردي ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه كه بي هم مي ميرن.با هم خاكي ميشن

,بدونه هم زيره بارون نميرن, كاش آدما هم يه كم از كفشاشون ياد بگيرن

من و بابا بهزاد هم مثله ۲تا لنگه کفش میمونیم

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 16:40  توسط دکتر بهزاد  | 

! When I'am Gone

And when I’m gone, just carry on don’t mourn rejoice every time you hear the sound of my voic
,
Just know that I’m lookin’ down on you smilin,
! And I didn’t feel a thing so baby don’t feel no pain, just smile back

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 1:8  توسط دکتر بهزاد  | 

شیر فرهاد فهمید ولی هنوز این علی دایی نفهمیده !

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 0:47  توسط دکتر بهزاد  | 

سلام  نمی دونم تا حالا کسی واسه ناموس شما مزاحمت ایجاد کرده یا نه ؟ و همین طور هم نمی دونم عکس العمل شما تو اون موقع چی بوده ؟ امروز یه همچین موردی واسه ما پیش اومد .با دختر خالم اینا و خواهرم و دوست دختر خالم تو ماشین شوهر خالم بودم و داشتیم با ماشین می رفتیم . دختر خالم پشت فرمون بود . آقا تو همین احوال دیدم ۲ نفر که سوار موتور هستن دارن دختر خالم رو میبینن . منم داد زدم گفتم هــــــــــــــــــو !یارو اومد جلو پنجره و فحش داد . به دختر خالم گفتم سر میدون نگه دار . تا نگه داشت از ماشین پریدم بیرون و گفتم : چتـــــه ! یارو گفت برو آقا دنبال شر نگرد. گفتم : اومدم بگردم ، می دونی کجاست ؟ خلاصه اون یکی دوستش که هیکی بود و از نظر قد از من ۱ کله بزرگتر بود اومد جلو و گفت برو . گفتم : حرف مفت نزن . خلاصه با دستش سر من رو به طرف عقب هول داد ! منم نامردی نکردم از همون عقب دور خیز کردم و با کف دست رفتم تو صورت یارو و سر میدون به یارو پلیس اشاره کردم که موتوری رو بگیر و نذار بره . یارو موتوری هم عین خیالش نبود و در رفت و اون یارو هم که با کف دست رفتم تو صورتش فرار کرد . رفتم پیش پلیس با عصبانیت گفتم : این چه مملکتیه برامون درست کردین ؟ تو رو روشن دارن مزاحم ناموس مردم میشن ! پلیس گفت : پلاک موتور رو گرفتم برو کلانتری ! خلاصه سرتون رو درد نیارم ، منم رفتم دادگستری و شکایت تنظیم کردم و بعد هم کلانتری پلاک موتور رو دادم که به گشتی های پلیس بگن اگه همچین موردی رو دیدن بگیرن .بعد هم یه نامه از کلانتری برای پزشکی قانونی گرفتم و خودم با ناخن روی صورتم چنگ انداختم و رفتم پزشکی قانونی  !یارو دکتر تو گزارش نوشته بود : کبودی بر روی گیج گاه ! خلاصه ، گفتم خانوم دکتر دیه این کبودی چقدر میشه ؟  اونم حساب کرد و گفت : ۷۰ هزار تومان ! منم نامه رو گرفتم که فردا ببرم کلانتری شماره موتور رو استعلام کنن و طرف رو بیارن تا بریم دادگاه برای پرداخت پول به من ! البته یه چیری این میون هست . من هیچیم نشده بود . حتی یه زخم کوچولو هم نشده بودم . به این ۷۰ تومان هم نیازی ندارم ،چون بابام خودش به اندازه کافی پول به من میده .ولی نتیجه کارم این بود که من آدم بی غیرتی نیستم ، خوشم نمیاد کسی به دختر خاله یا کس دیگه ای چپ نگاه کنه . مطمئن هستم که یارو رو پیدا می کنم و یاره به گوه خوردن می افته ولی می خوام آدمش کنم .

امروز یکی از دوستام گفت : بهزاد تو که انقدر به دختر خالت حساس هستی ،اگه یکی به خانومت چیزی بگه چی کار می کنی ؟
منم در جواب گفتم : مطمئن باش غیرت من نسبت به خانومم خیلی بیشتر از این حرفاست . خیلی می خوامش به مولا  ! نبینم کسی بهش اینجا چپ نگاه کنه ها !
شب خوش !

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 0:18  توسط دکتر بهزاد  | 

خـــیــــلـــی ناراحتم ! تمام صورتم پر از اشک شده .همین طور داره پشت سر هم میاد ! اولین باره که بعد از آخرین بار که با رامشین بودم دارم گریه می کنم ! دلم از این دنیا گرفته !خیلی ناراحتم ! انقدر ناراحتم که .... ! چقدر زندگی کردن سخته . . .  تازه می فهمم چرا بچه وقتی به دنیا میاد گریه می کنه !ای خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا ! دلم می خواد داد بزنم تو اتاقم !

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 0:30  توسط دکتر بهزاد  |