تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
چطورین دوستان بی معرفت من؟ رفته بودم فضا ، ولی برگشتم !  جای همتون خالی چند تا پارتی دعوت بودم ، با یکی از بچه ها هم جمعه رفته بودیم کوه ! ۳ روز بود که حالم اصلا خوب نبود ! رفتم دکتر ، بعد دکتر گفت باید یه آمپول بزنی ! در عرض 3 سوت رفتم آمپول زدم ! اصلا هم درد نداشت !  ولی کلیه من درد گرفته بود !  دکتر می گفت چون لخت می خوابی شب ها ، واسه این هست . چه چیزا !  این همه زن و مرد شب ها لخت می خوابن ، حالا همشون کلیه درد میگیرن ؟ حالا این ها رو ول کنین ، یه چی جالب بگم واسه همتون ! دارم با دکتر حرف می زنم ، میگه روابط جنسی شما چطوره ! می گم دکتر ؟ ! کلیه درد یا سرما خوردگی چه ربطی به روابط جنسی داره !
دکتر: بگو شما حالا !
بهزاد : ! روابط ندارم !
دکتر : عزیزم راستش رو بگو ، دکتر محرم آدم هست ، به کسی نمی گم !
بهزاد : منم به شما راستش رو گفتم !
دکتر : ( تعجب) آخه پسری به تیپ و قیافه شما ، با این سن و سال چطور میشه با کسی فعلا رابطه نداشته باشه !
بهزاد : فعلا که اینجوری شده !
تو رو خدا میبینین  ؟! آدم دکتر هم میره از آدم سوال های بد بد می پرسن ! الان حالم خوبه ! می خوام ماشین رو بردارم برم بیرون ماشین بازی ، بعد هم میرم اداره بابام ، آخه اونجا اینترنت پر سرعت دارن که با دیش ماهواره هست ولی خیلی حال میده ! فعلا

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 10:34  توسط دکتر بهزاد  | 

چطوری تو ؟ خوبی ؟  چه خبرا ؟ یه چیزی راستی اول از همه بگم ! اینجا وبلاگ منه ، جنده خونه نیست که هر خری کله تو می کنه میاد کس شر میگه میره !  هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش ! آروم بابا ! ۲ روز گفتیم کار داریم همه عین خر اومدین چرت  و پرت گفتین ؟!  این یارو رزا ملوسکه کیه ؟ خانوم ملوس یا هر گوه دیگه ، حال نمی کنم دیگه این ورا ببینمت . افتاد ؟ آی دی تو رو هم از تو ادد لیست دیلیت + ایگنور کردم ! عکسش هم اون پایینه ، می تونی کله بندازی اون تو ببینی !  نفر دوم این یارو که اومده به جای رزناز نظر داده ! تو خیلی بی جا کردی اومدی به جای رزناز نظر دادی ! اصلا خیلی بی جا کردی که اومدی اینجا نظر دادی ! نفر بعدی هم درسا هست که بی دلیل اومده داره میگه آخرین نظری هست که دادم ! دلیلش رو که نمی دونم ولی دوست دارم بدونم . . . نفر بعدی هم این بی نشان هست !  خیلی باحال بود ! این بی نشان رو من که هیچی  ، خواجه حافظ شیراز هم میشناسه ! ولی اگه اندفعه دیدینش بهش بگین جالبه ! آدم به دوست پسر خودش تل نزنه بعد بره به رزناز تل بزنه !  ( معنی معرفت های امروزی هم فهمیدیم ! ) خلاصه ، دیگه حال نمی کنم بچه اسکل دور و بره خودم ببینم ! ok ?  ولی خدایی باز هم به معرفت خاله ستاره ! هر چی راجع به شما ها می گفت درست بود !  حالا نرین زرت جلوش رو بگیرین بگین چی گفتی ! الکی اعصاب خودمون رو به خاطر ۴ تا بچه اسکل خورد کردیم ! ولی یه چیزی بگم ،این فحش هایی که دادم مال درسا نبودا ! البته فعلا تا ببینم تکلیفش چی میشه ! ببینم با منه یا جدا از منه !خوب دوستان اسکل من باید برم ، فردا هم داریم با بچه ها میریم کوه !کون همه ( مخصوصا این یارو malos_angel بسوزه !) Fuck دادم هر چی آدم جک و جوات هست !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 17:59  توسط دکتر بهزاد  | 

ســــــــــــــــــــــــــــــلام ! خوبین شما ؟!  چطورین بابا ! منم بهزاد ! چی کارا می کنین ؟وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییی ! دلم واسه وبلاگ و واسه همه تنگ شده بود ! چه خبرا ؟ خوبین ؟ خوش می گذره ؟ ما رو نمیبینین حسابی حال می کنین دیگه؟ ااااایییی بی معرفت ها ! خیلی وقته وبلاگ رو آپ نکردم !باورتون میشه وقت نداشتم ؟ منظورم این نیست که الان دیگه بی کار هستم ! امروز که آپ کردم باز معلوم نمیشه ! دیدی همین ۱ ساعت دیگه آپ کردم ، یا یه دفعه میبینی ۱۵ روز دیگه ! هیچی معلوم نیست ! حالا چند وقت دیگه براتون چند تا عکس از خودم می ذارم تا ببینید منو ! ( نیست تا حالا منو ندیدی !) ۲ باره زمستون اومد !با بچه ها اکیپ میریم کوه ! چند تا مهمونی هم چند وقت دیگه دعوت هستم ! چند وقت دیگه هم بابام شاید واسم یه ماشین بگیره ! با پسر ها و دخترها همه با هم میریم ماشین بازی ! (فکر کن)! ۳ تا یا ۴ تا ماشین ، توش همه بچه باحال ، می ریم پدر این تهرون رو در میاریم ! چند شب پیش تو مایه های فضا بودم ! تو آسمون ها داشتم پرواز می کردم !همه چی خوبه ! انقدر خوبه که دارم از خوشحالی میمیرم ! می دونی شاعر چی میگه؟
میگه : ! Don't Wanna Live Alone
خوب شاعر میگه به من چه ؟ یه شلوار تو مغازه ثمین دیدم انقدر خوشکله که دارم دیوونه میشم !باید برم بگیرمش هر جوریه! الان هم دارم شکلات می خورم . . . می خوری تو هم ؟ عمرا بهت بدم ! من دیگه باید برم ، خیلی کار دارم به خدا ! باز هم میام پیشتون دوست های خوب !

اینا چرا ما رو اینجوری نگاه می کنن ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 1:23  توسط دکتر بهزاد  |