تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
دیشب اومدم خونتون نبودی !

راستش رو بگو کجا رفته بودی !

یادته قول دادی قالم نذاری !

هی واسم عذر و بهونه نیاری !

دروغ نگو ، دروغ نگو ، تو رو به خدا گولم نزن

هی میگن پشت سرت از مرد و زن

تو رو با رقیب من دیده اند تو جاجرود 

که با اون گرم سخن نشسته بودین لب رود

چرا رفتی و قالم گذاشتی؟

مگه با دیگری وعده داشتی !

چی می شد اگه پیشم می موندی 

منو انتظار نمی مشوندی
اینم به عکس از شهرک غرب ، مجتمع تجاری میلاد نور !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 12:46  توسط دکتر بهزاد  | 

به تو گفتن قبل رفتنت اگه نباشی یه روز میمیرم از پا می افتم

به تو گفتم خودم رو می کشم و پر میزنم تو آسمون ها بگو گفتم یا نگفتم؟

به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات ! چشمات هم تنهام گذاشتن

حالا من موندم و اشک و بغض و آه و تک ستاره تو و من ، بگو گفتم یه نگفتم؟

مگه به تو نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره 

حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره 

دیگه جون نداره دستام آخره قصه رسیده

عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 13:14  توسط دکتر بهزاد  |