سلام !

تنهایی هم واسه خودش حالی میده ها !

یک نفس راحت ! چقدر خوبه که ۲ نفر رو نمی بینم !

دارم یه نفس راحت میکشم !

دلم واسه خاله جونم خیلی تنگ شده !

به مولا آخرت هر چی بچه باحاله !

چند وقت دیگه شاید براتون ماجرای نادیا رو تعریف کنم !

آخه خودتون می دونین که . . .

اون روز نشد یه سری چیزا رو براتون تعریف کنم ، ولی الان دیگه با خیال راحت می تونم !

البته چیز زیادی هم نمونده ولی یه سری اتفاقات جدید تو راه هست !

خدا کنه با خوبی و خوشی به پایان برسه !

دیشب با یکی از دوستام رفته بودیم استخر ، بعدش هم با ماشین دوستم تو شهر چقدر دور زدیم !

یادم میاد دومین دوست دختری که تو زندگیم داشتم اسمش یلدا بود ، شب یلدا با هم بودیم ، انقدر خوش گذروندیم که نگو !

دیشب یاد اون شب افتاده بودم و کلی خندیدم !

این هندونه رو بخور که خوردن داره !

+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 23:12 توسط دکتر بهزاد
|