تبليغاتX
BeHzAd در سرزمین عجایب ! - یه شب خوب !
دختر ریخته اینور اونورم ، یکیشون می ذاره سر به سرم (مطالب این وبلاگ برای افراد بالای 18سال میباشد)
به به ! موزیک ببین چی میگه! چطورین بچه ها ! خوبین؟جاتون خالی ! چند روز پیش با یکی از بچه ها رفتیم خونمون تو نیاوران !به به ! ساعت ۱۲ شب رسیدیم اونجا ! تا ۱۲.۳۰ شام رو درست کردیم و شروع کردیم به خوردن ! صدای موزیک داشت از باند های ظبط پخش می شد !با دوستم شام رو که خوردیم ،بعد بی کار همین طور نشسته بودیم و داشتیم موزیک گوش می دادیم ! دوست دختر رفیقم زنگ زد ،بعد از احوال پرسی رفیقم به دوست دخترش گفت بیاد ،حالا ساعتچند بوند ؟ ۱ نصفه شب ! دوست دخترش همراه با رفیقش اومد ! شدیم ۴ نفر ! ۲ تا پسر و ۲ تا دختر ! بچه ها هم همه بچه های فازی بودن !نشستیم با هم قوطی های مشروب رو خوردیم،و همه بالا بودیم ! این رفیق ما که نشسته بود و می گفت : بهزاد نمی تونم از جای خودم بلند بشم ، دنیا داره دور سرم می چرخه ! منم هی می خندیدم ! اون دختر ها هم که داشتن تلو تلو می خوردن !  صدای موزیک بالا بود !من شروع کردم سر جای خودم به رقصیدن !  موزیک کاملا رو مخ بود ! به رفیقم و دختر خانوم های سوسول می گفتم باز هم بریزم بخوریم ؟ رفیقم که جواب کرده بود، یکی از اون دختر ها پا به پای من می خورد ! همه مست و پاتیل بودیم ! رفیقم تو اون احوال می گفت پاشو بریم پارک نیاوروون ! حالا ساعت چند بود ؟ ۳ نصفه شب !  تخمه ، لواشک ، شکلات و... ر. زمین بود و بچه ها داشتن خودشون رو پذیرایی می کردن ! بعد ۴ نفری با هم شروع کردیم به سیگار کشیدن ! خیلی فاز داد خدایی ! بعد دیگه می خواستیم بخوابیم ! البته اینم بگم هر کس واسه خودش یه جایی رفت خوابید و کاملا شئونات اسلامی رعایت شد ! اوه اوه اوه ! ۸.۳۰ صبح هم امتحان داشتم من!تازه باید زودتر هم بلند می شدم که خونه رو مرتب کنم که کثیف نباشه ! صبح ساعت ۶.۳۰ از خواب پا شدم و با بچه ها خونه رو مرتب کردیم ، بعد دختر ها رفتن خونه خودشون ، من و رفیقم هم با هم رفتیم سر جلسه امتحان ! دیروز وقتی برگشتم خونه داشتم از خستگی می مردم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 13:45  توسط دکتر بهزاد  |